الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
429
الغدير ( فارسى )
حديث از تاريخ داستان غدير بىاطلاع و نسبت به آن جاهل بوده است . « 1 » جواب اشكال اولا آنچه از روايت حلبى در السيرة الحلبيّة و سبط ابن جوزى در تذكرة الخواص و شيخ محمّد صدر العالم در معارج العلى گذشت ، اين است كه آمدن شخص مزبور در مسجد بوده ، اگر مراد مسجد مدينه باشد . افزون بر اين ، حلبى تصريح كرده كه در مدينه بوده است . پس معلوم مىشود ابن تيميّه بدون توجه به اين مطالب شروع به هرزهدرايى كرده و داستان مزبور را به صورتى كه پنداشته ، مورد تكذيب قرار داده است . ثانيا اختصاص دادن اين مرد ، ابطح را به حوالى مكّه در نتيجه عدم توجه او به حقايق لغوى يا عصبيّت شديد اوست كه پرده و حجابى بين او و حقيقت لغوى افكنده و او را از درك و مشاهده معانى لغوى ناتوان و در ورطهء جهل و عناد غوطهور ساخته است . اين مرد اگر به كتابهاى حديث و لغتنامهها و فرهنگهاى جغرافيايى و منابع ادبى مراجعه مىكرد ، به خوبى به تصريحات اهل فنّ دست مىيافت و مىدانست كه آنها كلمهء ابطح را به هروادى و مسيل كه در آن سنگريزه و شن وجود دارد ، اطلاق مىكنند و ضمن اشاره به مصاديق آن كلمه از بطحاء مكّه نام مىبرند ، و نيز درك مىكرد كه اين كلمه بر هرمسيل و وادى كه داراى چنين صفتى باشد ، اطلاق مىشود و هيچ مانعى ندارد كه در اطراف هر شهر و ديار و هردشت و هامونى مسيل و ريگزار وجود داشته باشد . بخارى و مسلم از عبد اللّه بن عمر روايت كردهاند كه رسول خدا در بطحاء ذى الحليفه شتر خود را خوابانيد و نماز گزارد . « 2 » همچنين در صحيح بخارى و صحيح مسلم از نافع روايت شده كه ابن عمر هرزمان كه از حج يا عمره برمىگشت ، در بطحاء ذى الحليفه همان جا كه رسول خدا شتر خود را خوابانيده بود ، شتر خود را مىخوابانيد . از عبد اللّه بن عمر روايت شده كه رسول خدا شبى كه براى خواب و استراحت در
--> ( 1 ) . منهاج السنّة : 4 / 13 . ( 2 ) . صحيح البخارى : 1 / 181 ؛ صحيح مسلم : 1 / 382 .